نظر علي الطالقاني

54

كاشف الأسرار ( فارسى )

مخالفت كنى با تو مخالفت نكند و بعد از هزار خلاف باز رو به او كنى چشم پوشد و باز قبولت كند و چون در راه او قدم زنى تو را خلعت خلافت دهد . نخوانده‌اى ( يا بن آدم اطعنى حتّى اجعلك مثلى ) 134 : اى آدمى اطاعت كن مرا تا بگردانم مثل خود ، تو را . طاعت من كن تو را چون خود كنم . نشنيده‌اى ( العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة ) 135 : بندگى گوهرى است كه كنه او ربوبيت است . و لذا خداوند عالم ، اشرف ممكنات را به اين لفظ خواند فرمود لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ 136 : زمانى كه برخاست بندهء خدا كه بخواند خدا را . بعد حكايت مرد بلخى و سيد الساجدين ( ع ) ذكر شد . الا لعنة اللّه على القوم الظّالمين و سيعلم الّذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون . مطلب دهم در بيان محبت ذات است . قال اللّه تعالى فى سورة النساء أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ 137 : آيا نظر نمىكنى به سوى آنان كه پاك مىدانند خود را ، نيست چنين بلكه خدا پاك مىكند هر كه را خواهد . و فى النجم هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ 138 : او داناتر است به شما در وقتى كه آفريد شما را از زمين و در وقتى كه شما در شكم مادرها بوديد پس تزكيه نكنيد خود را و پاك ندانيد خود را . و فى سورة الكهف قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الى قوله تعالى وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً 139 : بگو آيا اعلام كنم شما را به زيان‌كارترين مردم در عمل ، آنان كه ضايع شد سعى ايشان در حيات دنيا و گمان مىكنند كه ايشان كار خوب مىكنند . و فى سورة الفاطر أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً 140 الآية و فى سورة محمد ( ص ) أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ 141 : آيا آن كه با بينه پروردگار خود مىباشد مثل آن است كه نيكو آمده در نظر او عمل بد او و متابعت هوا و هوس خود نمودند ؟ و الآيات كثيرة . چون بعون اللّه فارغ شديم از ذكر يكى از بحث‌هاى فطرى كه حب حيات دنيوى بود ، بعون اللّه و به يارى قائم عجّل اللّه فرجه شروع كرديم در محبّت دوّم از محبت‌هاى فطرى . پس گوئيم دوم از محبت فطرى محبت ذات است كه هر كسى ذات خود را دوست دارد و اين بالاترين محبت‌ها است و اين محتاج به بيان ندارد . و لذا